قرعه کار به نام من دیوانه زدند…

مداحی سیاسی

بدون نظر

هر از گاهی با موضع گیری سیاسی یکی از مداحان کشور این بحث مطرح می شود که آیا مداحان محترم باید وارد مباحث سیاسی بشوند یا خیر؟ آیا مداحی، سیاسی است یا خیر؟ آیا هیئت و مراسمات مذهبی جایگاه ورود به امر سیاسی است؟
برای پاسخ به این سوال باید بنگریم که خاستگاه خود ائمه اطهار چگونه بوده است. به عنوان مهم ترین نمونه باید دید که حرکت امام حسین (علیه السلام) که ذکر مصیبت آن حضرت در همه مراسمات جایگاه ویژه ای دارد، سیاسی است یا خالی از سیاست است؟ چرا این همه به ذکر مصیبت آن حضرت توصیه شده است؟ آیا هدف صرفا گریستن بر مصائب آن حضرت است؟ یا آنکه هدف بالاتری مد نظر بوده است؟

 

مداحی سیاسی
با نگاه به قیام امام حسین (ع) به روشنی می بینیم که حرکت آن حضرت، یک قیام علیه حکومتی غیرمشروع است فلذا قیام این حضرت قطعا یک حرکت سیاسی است. گرچه قیام آن حضرت ابعاد مختلفی دارد، اما قیام علیه حکومت غیر مشروع در آن به وضوح دیده می شود. قیام حضرت از آنجایی شروع می شود که یزید ملعون از حضرت برای حکومت خود طلب بیعت می کند و حضرت از آن امتناع می کند. امام حسین (ع) با قیام خود به همه جهانیان آموخت که اگر راه حق جز با نثار خون بزرگترین مردان خدا احیا نمی شود، نباید در اهدای خون خود شک کرد. قیام امام حسین مبارزه حق و باطل بود و نزاع حق و باطل مهم ترین جنگ سیاسی دنیا از ازل تا ابد است. همین طور است زندگی همه ائمه اطهار.
لذا نمی توان از آن حضرت دم زد و بر مصائب آن حضرت گریست اما اینکه چرا حضرت قیام کرد را به فراموشی سپرد و اگر مداحی چنین کرد دچار نقض غرض شده است و اگر عمدا چنین کند قطعا در حق آن حضرت جفا کرده است و این از تحریفات مسلم مداحی است. مداح نباید از حسین دم بزند و “هیهات من الذله” را به مستمعین خود نیاموزد. مداح باید به مخاطب خود بیاموزد که آن حضرت در راه احیای حق حرکت کرد و شهید شد. مداح باید به مخاطب خود بگوید که آن حضرت خون خود را برای احیای امر به معروف و نهی از منکر نثار کرد.
شاید بتوان ممنوع شدن گاه و بیگاه برگزاری مراسم عزاداری امام حسین در دوران ستم شاهی را در همین دانست، چرا که نمی توان “هیهات من الذله” را آموخت و زیر بار حکومت ظلم رفت و در برابر آن سکوت کرد. امام خمینی (ره) نیز در وصیت نامه خود میفرماید:

” و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و بویژه سید مظلومان و سرور شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین ـ صلوات وافر الهی و انبیا و ملائکه الله و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد ـ هیچ‌گاه غفلت نکنند. و بدانند آنچه دستور ائمه ـ علیهم السلام ـ برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستم‌پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می‌دانید که لعن ‌و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه ـلعنه‌ الله‌ علیهم ـ با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریاد ستم‌‌شکن است.و لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق ـ علیهم سلام الله ـ‌ به طور کوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، این خائنین به ‌حرم بزرگ الهی _ لعنه الله و ملائکته و رسله علیهم ـ است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملّیت مسلمین، بویژه شیعیان ائمه اثنی‌عشر ـ علیهم صلوات الله وسلم ـ [است].”

با این مقدمه میتوان به صراحت بیان کرد که اگر مداحی چنین نکرد قطعا رسالت خود را بدرستی انجام نداده است. اما اکنون باید دید که حدود و ثغور این امر تا کجاست؟ به نظر می رسد همانطور که فقیه حکم کلی را بیان می کند و تشخیص مصداق را به مکلف واگذار می نماید، مداح نیز باید چنین کند چرا که ممکن است در تشخیص برخی مصادیق دچار اشتباه شوند. مگر آنچه از راه حق که در آن اختلاف نیست که در این صورت تذکر دادن نسبت به آنها مفید هم هست. مانند حرکت انقلاب اسلامی که امتداد حرکت ائمه اطهار بود و یا مبارزه با ظلم و ستم آمریکا و اذنابش که پویندگاه راه حق مبرهن است. گریستن بر امام حسین و پذیرش ظلم آمریکا نشان از خلل در فهم حرکت سید الشهدا و درک وظیفه امروز ماست.
اما آنچه که مادحین عزیز نباید به آن ورود نمایند بحث ها جناحی است چرا که محل اختلاف بین امت را ایجاد می کند و این با وحدت مسلمانان که از مهم ترین ارکان دین ماست و قطعا مطلوبیت بالایی نزد خداوند متعال و ائمه طاهرین دارد، در تضاد است. مداحان عزیز باید تا آنجا که می توانند وحدت بخش امت اسلامی خصوصا شیعیان مظلوم باشند. گر چه ممکن است در این نزاع جناحی بعدا مشخص شود که حق نیز با آن جناحی بوده است که ایشان بیان کرده اند اما باز هم به نظر نمی رسد که تریبون مداحی محل مناسبی برای جدل های زودگذر جناح ها باشد. مداحی باید در خدمت حقایق همیشگی تاریخ باشد.

نوشته شده توسط محمدحسین

جولای 8th, 2017 در 5:55 ب.ظ

نوشته شده در سیاسی

برچسب ,

میزان نقش دولت‌ها در اقتصاد

بدون نظر

روز دوشنبه (۹۶/۱/۱۴) ، اولین برنامه مناظره در شبکه اول سیما پخش شد. این برنامه با حضور دو اقتصاددان برگزار شد که در آن آقای کهندل به عنوان منتقد سیاست‌های اقتصادی دولت حضور داشت و آقای عزتی به عنوان مدافع. در این برنامه به نکات مختلفی اشاره شد که مطمح نظر این متن نیست؛ اما نکته‌ای که در یادداشت مورد نظر است چالشی است که در این برنامه راجع به میزان تسلط دولت در اقتصاد کشور مورد بحث قرار گرفت.
جناب آقای عزتی بیان کردکه قسمت زیادی از اقتصاد ایران در دست دولت نیست. ایشان اشاره کرد  که بخشی از سیاست‌های اقتصادی توسط مجلس گذاشته می‌شوند و بخشی دیگر توسط مجمع تشخیص تهیه شده و توسط رهبر انقلاب ابلاغ می‌شوند و همینطور، نهادهای اقتصادی‌ای هستند که زیر نظر دولت نیستند؛ مانند بخش‌های عمومی غیر دولتی. بنا براین نباید وضعیت اقتصادی کشور را حاصل کار دولت دانست و دولت هم فقط در بخشی از وضعیت اقتصاد نقش دارد. وی بعداً تأکید کرد که سیاست‌های کلی توسط رهبر انقلاب گذاشته می‌شوند.

این نکته البته برای اولین بار نیست که توسط حامیان دولت و طیف اصلاح طلب بیان می‌شود، بلکه شاید بارها به انحای مختلف آن را بیان کرده‌اند؛ اما این نکته تا چه حد متناسب با وضع واقع است؟ پاسخ این سؤال را می‌توان در همان برنامه و از زبان خود آقای عزتی شنید وقتی که به تاریخچه اقتصادی کشور اشاره می‌کند. ایشان در بخشی از برنامه اشاره کرد که در سال‌های ۷۶ تا ۸۴ ایران رشد اقتصادی بالایی را تجربه کرد اما پس از آن، این رشد متوقف شد. به عبارت دیگر می‌توان بیان کرد ایشان می‌فرماید در دولت اصلاحات، اقتصاد رو به سامان و در دولت آقای احمدی نژاد این وضع نابسامان بود. آیا خود این بیان، نشانگر این نیست که دولت‌ها در وضعیت اقتصاد تأثیرات کاملاً جدی دارند؟ اگر دولت اصلاحات (بنا بر این بیان) توانست وضعیت اقتصادی را سامان دهد، چرا دولت‌های دیگر نتوانند؟ آیا اینکه یک دولت توانسته رشد اقتصادی ایجاد کند و یک دولت رکود ایجاد کرده، بیانگر این نیست که این متغیر به‌دست دولت قابل تغییر است؟ و همین طور است بحث تورم.

سؤال دیگر این است که طرفداران این نگاه چه میزان از اقتصاد را تحت مدیریت قوه مجریه می‌دانند؟ پس از آن که به این سؤال پاسخ دادند، سؤال دیگری در این ارتباط مطرح می‌شود و آن اینکه دولت، در همین محدوده تحت امر خود، چگونه عمل کرده است؟ به عنوان مثال، چه کسی باید پاسخگوی وضعیت بانک‌ها باشد؟ آیا سیاست‌های پولی و بانکی نیز توسط رهبری ابلاغ شده است؟ رئیس کل بانک مرکزی توسط چه کسی انتخاب می‌شود؟ چه کسی باید پاسخگوی بحران صندوق‌های بازنشستگی باشد؟

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

آوریل 5th, 2017 در 8:41 ق.ظ

نوشته شده در سیاسی

برچسب

هاشمی، از راست به چپ

بدون نظر

تعاریف:

از کلماتی مانند “چپ” و “راست” در ادبیات ، معانی مختلفی مد نظر است. یک نگاه، نگاه اقتصادی است. در این نگاه راستی ها معتقد به بازار آزاد با کنترل های حداقلی (و به صورت ایده آل بدون کنترل) هستند. راستی ها بیشتر هدف خود را گسترش رفاه می دانند و در آن از اینکه طبقات مختلف شکل بگیرند هراسی ندارند.  ترویج خصوصی‌سازی در حوزه اقتصاد مهم‌ترین ویژگی راست به‌حساب می‌آید. در مقابل چپ گرایان خواستگاه های عدالت گرایانه دارند و معتقدند همه اقشار جامعه باید از یکسری امکانات مانند آموزش و بهداشت برخوردار باشند و وظیفه حکومت این است که این امکانات را برای همه به ارمغان آورد. ترویج دولتی سازی مهم ترین ویژگی چپ به حساب می آید. نگاه های راست گرا از سیستم های اقتصادی لیبرالیستی پیروی میکنند و نگاه های چپ گرا از سیستم های سوسیالیستی. بدین ترتیب چپ و راست “اقتصادی” تعریف می گردد.

اما به نوعی دیگر هم می توان به این کلمات نگاه کرد و آن چپ و راست به معنای سیاسی آن است. راست یا راست‌گرا در ادبیات سیاسی، به مواضعی اطلاق می‌شود که خواهان حفظ نظم و سلسله مراتب اجتماعی سنتی هستند.. در مقابل گرایش‌های روشنفکری مذهبی که تمایل به تغییر ساختارهای موجود، از جمله دستگاه روحانیت، تقلید، برتری روحانیت و طبقه وابسته در حقوق اجنماعی و .. و انطباق حوزه دین با ارزش‌های نوین (مانند مردم سالاری و حقوق بشر) را دنبال کرده است، به نگاه چپگرا شناخته می شوند. چپ یا چپ‌گرا در ادبیات سیاسی، به مواضعی اطلاق می‌شود که خواهان تغییرات تدریجی یا رادیکال در ساختار قدرت هستند. ریشهٔ این اصطلاح به انقلاب فرانسه بازمی‌گردد؛ کسانی که در سمت چپ پارلمان می‌نشستند، مخالف سلسله مراتب سنتی قدرت بودند و از اصلاحات رادیکال پشتیبانی می‌کردند. بدین ترتیب چپ و راست “سیاسی” تعریف می گردد.

آنچه مد نظر از ذکر تعاریف فوق بود، تفکیک « چپ یا راستی اقتصادی» از «چپ یا راست سیاسی» بود. بدین معنا که کسی ممکن است از نظر اقتصادی نگاه راستگرایانه داشته باشد اما او را جزء جناح چپ به حساب آورند چرا که به لحاظ سیاسی نگاه منتقدانه به ساختار قدرت داشته باشد. البته این امر در صحنه بین الملل کمتر رخ می دهد و معمولا راست ها هم از نظر اقتصادی راستند و هم از نظر سیاسی، اما الزامی ندارد؛ خصوصا در ایران که به نظر امر شایعی به نظر می رسد!

آنچه گذشت:

در ایران پس از انقلاب نیز این نگاه ها وجود داشت. در ابتدای امر اختلاف نظر ها عمدتا از جنس اقتصادی بود. اوج این چالش ها در دوران نخست وزیر میرحسین موسوی رخ داد. موسوی دیدگاه های چپ گرایانه اقتصادی داشت و همین نگاه های محل اختلاف شده بود. جامعه روحانیت مبارز که از سال ۵۶ شروع به کار کرده بود و پس از پیروزی انقلاب با برخی تغییرات به کار خود ادامه میداد، در نتیجه این اختلاف نظر ها مجبور به انشعاب شد. این انشعاب که با تأیید حضرت امام انجام شد، منجر به تأسیس مجمع روحانیون مبارز در سال ۶۶ شد. در واقع پس از آن بود که چپ و راست در ایران به طور رسمی از یکدیگر متمایز شدند. پس از آن جامعه روحانیت مبارز نماد جناح راست و مجمع روحانیون مبارز، نماد جناج چپ بود.

هاشمی رفسنجانی

مرحوم هاشمی رفسنجانی گرچه در ابتدای انقلاب مواضعی عداتخواهانه داشت که به نگاه چپ نزدیک بود بود، اما در دوران موسوی کم کم به منتقد نگاه چپ گرایانه موسوی پرداخت و به راست ها نزدیک شد. پس از رحلت حضرت امام خمینی و حذف پست نخست وزیری، هاشمی رفسنجانی نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد و با حمایت کامل جناح راست و جامعه روحانیت مبارز که خود از اعضای اصلی آن بود، توانست به راحتی به این پست دست یابد.

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

ژانویه 18th, 2017 در 7:14 ب.ظ

آقای بروجردی! لطفا کمی هم خجالت بکشید!

بدون نظر

دیروز جناب علاءالدین بروجردی مصاحبه ای تلویزیونی داشتند که چند بار در اخبار پخش شد و ایشون داشتند آمریکایی ها رو تهدید میکردند که در صورت نقض برجام چه ها که نمی کنند!
حضرات فکر کردند ما اونقدر ساده ایم که کارهاشون در روز های تصویب برجام در مجلس رو فراموش کنیم؟

بروجردی

نوشته زیر را سال پیش قبل از تصویب برجام در مجلس در گوگل پلاسم نوشته بودم که داستان رو اجمالا تعریف میکند:

۱- بروجردی و لاریجانی علاقه مند به تصویب هر چه زودتر و بی ضابطه تر برجام در مجلس هستند
۲- کمیسیون برجام تشکیل می شود و زاکانی رئیس کمیسیون می شود و بروجردی از صندلی باز می ماند.
۳- کمیسیون برجام کار کارشناسی زیادی انجام می دهد و گزارش خود را به مجلس می دهد
۴- پس از قرائت گزارش ناگهان طرح دو فوریتی که طراح آن آقای بروجردی است رو می شود که هدف آن تصویب برجام و خلع ید مجلس و سپردن همه چیز به شورایعالی امنیت ملی است.
۵- لاریجانی برخلاف قانون یکساعت در حمایت از طرح صحبت می کند اما دو فوریت طرح رای نمی آورد!
۶- لاریجانی طرح را برای بررسی (به جای آنکه به کمیسیون برجام ارجاع دهد) به کمسیون امنیت ملی مجلس که رئیس آن آقای بروجردی است ارجاع میدهد!
۷- آقای بروجردی (و تعدادی دیگر) امروز بیانیه داده اند که مخالف گزارش کمیسیون برجامند!

به عبارت دیگر آقای لاریجانی با همکاری آقای بروجردی کلا همه کارهای کمیسیون برجام رو به کشک تبدیل کردند! و همه رو با هم دور زدند!

نصیحت من به آقایان این است که بگذارید این توافق از مسیر درست به سرانجام برسد. این توافق مسئله کوچکی در تاریخ ما نیست و اگر توافق هم حتی خیلی خوب باشد، این رفتار شما در قبال آن چون لکه ننگی در کارنامه شما و تاریخ باقی خواهد ماند. پس دست از سیاسی کاری بردارید.

و البته باقی ماجرا رو هم که میدانید:

۸- کمیسیون امنیت ملی ظرف دو ساعت طرحش رو تصویب کرد و ۲۰۰ پیشنهاد ارائه شده به کمیسیون رو یکجا رد کرد.
۹- بعد طرح به صحبن آمد. لاریجانی اجازه نداد مخالفین صحبت کنند و طرح ظرف ۲۰ دقیقه تصویب شد!

آیا امروز نباید به آقایان گفت که بجای مصاحبه و رجزخوانی بی حاصل، لطفا کمی خجالت بکشید؟

نوشته شده توسط محمدحسین

نوامبر 30th, 2016 در 4:35 ب.ظ

نوشته شده در سیاسی

برچسب , ,

بی شرمانه زیستن

بدون نظر

روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می­ شناختید؟

گفتم: خیر قربان. خویشِ دور بنده بوده، و به اصرار خانواده آمده ­ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.

حرفم را نشنید، چرا که می­ خواست حرفش را بزند. پس گفت: بله… خدا رحمتش کند. چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچ کس نزد. حرف تندی هم به هیچ کس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچ کس رافراهم نیاورد. هیچ کس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند، و به او احترام می­گذاشتند… حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت…

گفتم: این، به راستی که بی­شرمانه زیستن است، و بی­شرمانه مردن. با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان برشمردید، نمی­آمد و نمی­رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می­جنگند و زخم می­زنند و می­سوزانند و می­سوزند و می­رنجانند و رنج می­کشند… و این بیچاره ­ها که با دشمن، دشمنی می­کنند و با دوستان دوستی. دائما گرسنه ­اند و تشنه، چرا که آب و نان­شان را همین کسانی خورده ­اند و می­خورند که زندگی را «بی­شرمانه مردن» تعریف می­کنند. آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقوکش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟

آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه ­گر را از خود نرنجانده، و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه­بردار نرفته، پسِ گردن یک گران­فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ­ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می­کند و به چه درد این دنیا می­خورد؟

آقای محترم. ما نیامده ­ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه، بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ­ایم که با دشمنان آزادی، دشمنی کنیم و برنجانیم­شان، و هم­دوش مردان با ایمان تفنگ برداریم، و سنگر بسازیم، و هم­پای آدم­های عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم.
ما آمده­ ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ­ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی ­آزارتر بود، و از گاو مظلوم­تر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان، و لبخند زدنمان هم مانند تیغ، به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود… ما نیامده ­ایم فقط به خاطر آن که هم­چون گوسفندی زندگی کرده باشیم، که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایش­مان کنند…

گمان می­کنم که آن آقا خیلی وقت بود، که از کنارم رفته بود، و شاید من هم، فقط در دل خویش سخن می­گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان برنجانم، که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند.

ابوالمشاغل/ نادر ابراهیمی

نوشته شده توسط محمدحسین

می 19th, 2016 در 11:11 ب.ظ

نوشته شده در ادبی,داستان

تأثیرات برجام در عرفی شدن ایران

بدون نظر

توافق جامع و نهایی هسته‌ای وین نیز با عنوان شناخته شده و رسمی برنامه جامع اقدام مشترک یا «برجام» (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) در راستای توافق جامع بر سر مذاکرات هسته‌ای ایران و بدنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش بین ایران، اتحادیه اروپا و گروه ۱+۵ (شامل چین، فرانسه، روسیه، پادشاهی متحد بریتانیا، ایالات متحده و آلمان) منعقد شد.

این توافق که بیشتر با نام برجام شناخته می شود را می توان در لایه ها مختلف مورد بررسی قرار داد. یک لایه، لایه درون متنی و بررسی متن برجام و یافتن نقاط قوت و ضعف آن است. لایه دیگر بررسی فرامتن برجام در ارتباط با متن برجام است. بدین معنی که متن برجام چه الزامات فرامتنی را در بر خواهد داشت. لایه دیگر بررسی کاملا فرامتنی برجام است. بدین معنی که می توان بررسی کرد که رویکرد حاکم بر برجام چیست و این رویکرد چه تبعاتی را خواهد داشت و نسبت برجام با تبعات آن چگونه است.

در لایه سوم بررسی برجام، یکی از تبعاتی که این توافق می تواند با آن در ارتباط باشد، فرآیند عرفی شدن است. در ادامه به بررسی ربط و نسبت برجام با فرآیند عرفی شدن می پردازیم.

ظرف و کری

عرفی شدن چیست؟

عرفی شدن در یك بیان عام، فرایندی است كه طی آن، موقعیت و اهمیت دین، نزدِ فرد و در عرصه‌ی اجتماع كاهش می‌یابد و برداشت‌هایی صرفاً دنیوی از تعالیم و غایت‌های دینی غالب می‌گردد. عواملی که موجب عرفی شدن در دنیای غرب و عالم مسیحیت می شوند با آنچه در اسلام و ایران اتفاق می افتد متفاوت است.

در یک مدل دو عنصر را در سطح کلان می توان به عنوان مهم ترین عوامل عرفی شدن در ایران یافت: اول ناکارامدی حکومت دینی و دیگری الگوی نامتناسب توسعه. در سطح میانی نیز می توان به جهت گیری و عملکرد نخبگان اشاره کرد. اما جدای از اینها می توان به عوامل برنامه ای و حساب شده نیز اشاره کرد.

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

نوامبر 11th, 2015 در 1:43 ب.ظ

آزمایش الهی

بدون نظر

امام علی (ع): إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَةٌ

آزمایش الهي جزء سنتهاي الهي است كه از آدم تا خاتم و از خاتم تا به قيامت براي تمامي افراد مطرح مي شود. به خصوص آنها كه مدعي ايمان هستند مثلا در آيه داريم« أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون»( ‏در قرآن و احاديث لغات متعددي براي اين موضوع بكار رفته مانند ابتلا ، افتنا(فتنه)، تمحيص و …) .خداوند، از دید ظاهری، هم به خیر می آزماید و هم به شر مانند فقر و غنا، مرض و صحت، ذلت و عزت.

نکته دیگر آنکه خداوند در امتحانات خویش جانب توازن را رعایت می کند. اما توازن نسبت به چیست؟ در اینجا سه دسته روایت وجود دارد که مسئله توازن را مطرح می کنند. در یک دسته داریم «یَبتلِ المَرء عَلی قدرِ حُبِه» (انسان به اندازه حبش آزمایش می شود) در دسته ای دیگر داریم « یَبتلِ المَرء علی قدر دینه» (یا ایمان) و در دسته ای دیگر داریم « یَبتلِ المَرء علی قدر عقله» که البته این سه دسته یکی بیش نیستند. لذا هیچ گاه انسان نمی تواند از زیر بار امتحان فرار کند و بگوید توانایی این امتحان را ندارم.

يك بعد اساسي حركت امام حسين(ع) همين آزمايش الهي بود و این آزمایش هم براي يزيد بود و هم براي امام حسين(ع). در زير قصد داريم بدانيم كه چرا خدا مي آزمايد و تا حدي با اين حركت تطبيق دهيم.

حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی (ره)

اول: براي جداسازي سعید از شقی،ناقص از کامل و مطيع از عاصي است. يك تمييز دادن است .اين مرحله براي تمامي افراد مطرح است. البته اين جداسازی، براي آگاهي يافتن خداوند از اين موضوع نيست چرا كه خدا مي داند، «فيعلمن الله الذين صدقوا» ،علم به تمییز مطرح نیست؛ بلكه براي اتمام حجت است، براي آنكه بدانند آنكه به جهنم مي رود و آنكه به بهشت مي رود بي حساب نيست.
گاه اين جداسازي مؤمن از كافر است، گاه مؤمن از منافق است(كه البته نفاق نيز شاخه از كفر است )، گاه مؤمن از مؤمن است چرا که ايمان داراي درجاتي است. گاهي خدا صحنه اي را بوجود مي آورد تا كسي که دعی مراتب بالايي از ايمان است، متوجه آن شود که اينطور نيست، كه اين نوعي خودشناسي است براي مؤمنين يعني حتي خود مؤمن نسبت به مراتبش.

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

اکتبر 20th, 2015 در 1:04 ب.ظ

ویروس

بدون نظر

من و تني چند از دوستانم به اتهام شليک به سوي فرزندانمان دستگير شده ايم . اين واقعيت است ولي همه واقعيت اين نيست . ما نگران فرزندانمان بوديم ، از ابتلايشان به بيماري وحشت داشتيم ، از حال و روز وخيمشان غصه مي خورديم ولي هرگز قصد کشتنشان را نداشتيم . چه کسي مي تواند به سوي فرزند خود شليک کند ؟!

از همان ابتدا هيچ کس حضور خوکها را در شهر جدي نگرفت . ولي ما اعلام خطر کرديم . وقتي سر و کله اولين خوک در شهر پيدا شد ، عده اي هورا کشيدند ، عده اي فقط تعجب کردند و عده اي هم از سر تأسف ، سر تکان دادند . اولين خوک ، ابتدا با ترس و لرز ، از ميان خيابانها و کوچه ها گذشت . به بعضي از خانه ها سرک کشيد و عده اي از بچه ها را دور خود جمع کرد . آنها از اينکه حيواني را اينقدر در دسترس مي ديدند خوشحال بودند . عده اي از بچه ها به خانه هايشان گريختند و عده اي ديگر از دور به تماشا ايستادند .

ما اما اعلام خطر کرديم ما که خوکها را ذاتاً نجس مي دانستيم و تبغات مخرب حضورشان را در شهر هاي ديگر ديده بوديم ، اعلام خطر کرديم ولي صدايمان در ميان هياهوي کساني که با تمام قوا براي خوکها هورا مي کشيدند ، گم شد .

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

اکتبر 10th, 2015 در 2:50 ب.ظ

آیا تقابل ایران و آمریکا یک مسئله “ملی” است؟

با 2 نظر

بحث پیرامون تقابل بین ایران و آمریکا دارای ابعاد مختلفی است. اما شاید در ابتدای ورود به این بحث ابتدا باید جایگاه ایران و آمریکا در این تقابل را به درستی شناخت. سوال آنجاست که آیا این تقابل، تقابل بین دو “ملت” با تعاریف و مرزهای مشخص بین المللی است؟ ایا صرفا سابقه تاریخی این دو ملت باعث ایجاد این تقابل شده است؟ آیا سیاست خارجی ایران باید صرفا بر اساس مصالح و منافع آنها که در داخل خط کشی فوق الذکر قرار دارند تنظیم شود؟

ایران و آمریکا

پاسخ به این سوالات را می توان در کلام امام خمینی (ره) به روشنی یافت. امام خمینی پیام تسلیت خود به مناسبت شهادت دهها هموطن در جريان حمله امريكاییها به هواپيماى مسافربرى ایرباس ایران که علی الظاهر باید کاملا به چشم یک حادثه “ملی” به آن نگریست، این چنین می فرماید:

… مردم شريف ايران بايد توجه كنند كه امروز، روز مبارزه و جنگيدن با تمام شياطينى است كه حقوق حقه تمامى پابرهنگان جهان را صرف عيش و نوش و تهيه سلاحهايى مى‏نمايند كه براى هميشه حاكم دنياى گرسنگان باشند …
جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائيل نيست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شيوخ خليج فارس نيست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراكش نيست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرتهاى شرق و غرب نيست؛ جنگ ما، جنگ مكتب ماست عليه تمامى ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است عليه تمامى نابرابريهاى دنياى سرمايه دارى و كمونيزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگى عليه خوشگذرانيهاى مرفهين و حاكمان بى‏درد كشورهاى اسلامى است.
​​اين جنگ سلاح نمى‏شناسد، اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست، اين جنگ، خانه و كاشانه و شكست و تلخى كمبود و فقر و گرسنگى نمى‏داند. اين جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاى اعتقادى- انقلابى عليه دنياى كثيف زور و پول و​ ​خوشگذرانى است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت عليه نامردميهاست ..
رزمندگان ما در دنياى پاكِ اعتقاد و در جهان ايمان تنفس مى‏كنند و مسلمين جهان هم كه مى‏دانند جنگ بين استكبار و اسلام است، جهانخواران را آرام نخواهند گذاشت و ضربه‏هاى خود را بر همه كاخ نشينان وارد مى‏كنند …
(صحيفه امام، ج‏۲۱، صص: ۶۹۸-۶۸​)

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

حديث شریف شبلي در اسرار حج

با 2 نظر

روايت لطيفي در صفحه ۱۳۱ كتاب ها و برنامه هاي علامه استاد حسن زاده آملی آمده است:

کعبه

شبلی به حج رفته بود و پس از انجام اعمال حج به حضور امام سيد الساجدين (ع) مشرف شد،امام(ع) از وی پرسيد: ای شبلی حج گذاردی؟
شبلی:آری يا ابن رسول الله.

امام(ع):زمانی که به ميقات فرود آمدی آيا نيت کرده ای که جامه معصيت را از خود بدر آوردی و جامه طاعت پوشيدی؟
شبلی :نه.

امام ( ع‌) زمانيكه از جامه خود برهنه شدي ، آيا نيت كردي كه از ريا و نفاق برهنه شدي ؟
شبلي : نه .

امام(ع):زمانی که غسل کردی آيا نيت کردی خويشتن از بديها و گناهها شست و شو دادی؟
شبلی:نه.

امام (ع): ايا خويشتن را پاكيزه كردي و احرام بستي ؟ و عقد وقت حج بستی؟

شبلی:آری.

امام(ع): زمانی که خود را پاکيزه کردی و عقد بستی آيا نيّت کردی که آنچه را خداوند متعالی حرام کرده است بر خويشتن حرام کرده ای؟
شبلی:نه.

امام (ع): زمانی که عقد حج بستی آيا نيّت کردی که هر عقدی برای غيرخداوند عزّوجلّ است گشودی؟
شبلی:نه.

امام(ع): خويشتن را پاکيزه نکردی و احرام نبستی و عقد حج نبستی…

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

سپتامبر 22nd, 2015 در 5:08 ب.ظ