قرعه کار به نام من دیوانه زدند…

آیا تقابل ایران و آمریکا یک مسئله “ملی” است؟

با 2 نظر

بحث پیرامون تقابل بین ایران و آمریکا دارای ابعاد مختلفی است. اما شاید در ابتدای ورود به این بحث ابتدا باید جایگاه ایران و آمریکا در این تقابل را به درستی شناخت. سوال آنجاست که آیا این تقابل، تقابل بین دو “ملت” با تعاریف و مرزهای مشخص بین المللی است؟ ایا صرفا سابقه تاریخی این دو ملت باعث ایجاد این تقابل شده است؟ آیا سیاست خارجی ایران باید صرفا بر اساس مصالح و منافع آنها که در داخل خط کشی فوق الذکر قرار دارند تنظیم شود؟

ایران و آمریکا

پاسخ به این سوالات را می توان در کلام امام خمینی (ره) به روشنی یافت. امام خمینی پیام تسلیت خود به مناسبت شهادت دهها هموطن در جريان حمله امريكاییها به هواپيماى مسافربرى ایرباس ایران که علی الظاهر باید کاملا به چشم یک حادثه “ملی” به آن نگریست، این چنین می فرماید:

… مردم شريف ايران بايد توجه كنند كه امروز، روز مبارزه و جنگيدن با تمام شياطينى است كه حقوق حقه تمامى پابرهنگان جهان را صرف عيش و نوش و تهيه سلاحهايى مى‏نمايند كه براى هميشه حاكم دنياى گرسنگان باشند …
جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائيل نيست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شيوخ خليج فارس نيست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراكش نيست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرتهاى شرق و غرب نيست؛ جنگ ما، جنگ مكتب ماست عليه تمامى ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است عليه تمامى نابرابريهاى دنياى سرمايه دارى و كمونيزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگى عليه خوشگذرانيهاى مرفهين و حاكمان بى‏درد كشورهاى اسلامى است.
​​اين جنگ سلاح نمى‏شناسد، اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست، اين جنگ، خانه و كاشانه و شكست و تلخى كمبود و فقر و گرسنگى نمى‏داند. اين جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاى اعتقادى- انقلابى عليه دنياى كثيف زور و پول و​ ​خوشگذرانى است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت عليه نامردميهاست ..
رزمندگان ما در دنياى پاكِ اعتقاد و در جهان ايمان تنفس مى‏كنند و مسلمين جهان هم كه مى‏دانند جنگ بين استكبار و اسلام است، جهانخواران را آرام نخواهند گذاشت و ضربه‏هاى خود را بر همه كاخ نشينان وارد مى‏كنند …
(صحيفه امام، ج‏۲۱، صص: ۶۹۸-۶۸​)

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

حديث شریف شبلي در اسرار حج

با 2 نظر

روايت لطيفي در صفحه ۱۳۱ كتاب ها و برنامه هاي علامه استاد حسن زاده آملی آمده است:

کعبه

شبلی به حج رفته بود و پس از انجام اعمال حج به حضور امام سيد الساجدين (ع) مشرف شد،امام(ع) از وی پرسيد: ای شبلی حج گذاردی؟
شبلی:آری يا ابن رسول الله.

امام(ع):زمانی که به ميقات فرود آمدی آيا نيت کرده ای که جامه معصيت را از خود بدر آوردی و جامه طاعت پوشيدی؟
شبلی :نه.

امام ( ع‌) زمانيكه از جامه خود برهنه شدي ، آيا نيت كردي كه از ريا و نفاق برهنه شدي ؟
شبلي : نه .

امام(ع):زمانی که غسل کردی آيا نيت کردی خويشتن از بديها و گناهها شست و شو دادی؟
شبلی:نه.

امام (ع): ايا خويشتن را پاكيزه كردي و احرام بستي ؟ و عقد وقت حج بستی؟

شبلی:آری.

امام(ع): زمانی که خود را پاکيزه کردی و عقد بستی آيا نيّت کردی که آنچه را خداوند متعالی حرام کرده است بر خويشتن حرام کرده ای؟
شبلی:نه.

امام (ع): زمانی که عقد حج بستی آيا نيّت کردی که هر عقدی برای غيرخداوند عزّوجلّ است گشودی؟
شبلی:نه.

امام(ع): خويشتن را پاکيزه نکردی و احرام نبستی و عقد حج نبستی…

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

سپتامبر 22nd, 2015 در 5:08 ب.ظ

سوالاتی از آقای ظریف در مورد برجام

با 2 نظر

قضیه از آنجا شروع شد که سایت الف اعلام کرد از دکتر ظریف برای پاسخگویی به سوالات خوانندگان الف دعوت کرده است (+). سایت الف رویه ای در دعوت از میهمانان برای پاسخگویی به سوالات بینندگان داشت و آن اینطور بود که مردم سوالات خود رو ذیل اون خبر درج میکردند و بعد مهمان دعوت شده به سوالات ذیل همان کامنت ها به صورت مکتوب پاسخ میداد. اما متأسفانه این روند در مورد دکتر ظریف پی گرفته نشد. سایت الف تعداد از سوالات رو گزینش کرد و آنها را در قالب مصاحبه ای با دکتر ظریف مطرح کرد(+). این باعث شده که سوالات عموما تکراری پرسیده شود و پاسخ های تکراری ، تکرار شوند!

من در آنجا ۸ سوال مطرح کردم که البته خوشبختانه یک سوال عینا از جناب ظریف پرسیده شد(سوال ۵). اما الباقی سوالات که به نظرم سوالات مهمی هم هستند باقی ماند که بر آن شدم تا آنها در این نوشته جمع آوری کنم. باشد که شاید به دست صاحبش برسد و پاسخی بدهد. یا آنکه آیندگان بعدا به آنها نگاه کنند و ببینید که در عمل چه پاسخی به آنها داده شده است. و البته ذکر این نکته ضروری است که این سوالات تقریبا بداهه در آن زمان به ذهن بنده رسید و می توان انبوهی از سوالات را در مورد برجام مطرح کرد که شاید در فرصتی دیگری این امر دست دهد.

دکتر محمدجواد ظریف

به هر حال سوالات بنده از جناب ظریف علی الحساب اینهاست:

۱- اینکه در بند ۸ قطعنامه ذکر شده:

“تصمیم می‌گیرد که تحت بند ۴۱ منشور ملل متحد، ۱۰ سال پس از روز پذیرش برجام که در سند برجام تعریف شده است، تمام تمهیدات این قطعنامه لغو گردند و هیچکدام از قطعنامه‌هایی که در زیرپاراگراف a از پاراگراف ۷ گفته شد، نباید اجرا شوند. در این زمان، شورای امنیت به رسیدگی به مساله هسته‌ای ایران پایان می‌دهد و گزینه «عدم اشاعه» از فهرست موضوعات مورد توجه شورای امنیت خارج می‌شود.”

۸٫ Decides, acting under Article 41 of the Charter of the United Nations, that on the date ten years after the JCPOA Adoption Day, as defined in the JCPOA, all the provisions of this resolution shall be terminated, and none of the previous resolutions described in paragraph 7 (a) shall be applied, the Security Council will have concluded its consideration of the Iranian nuclear issue, and the item “Non-proliferation” will be removed from the list of matters of which the Council is seized;

(به عبارت “will have concluded” و “will be removed” توجه بفرمایید. زمان متوجه آینده است که متأسفانه در متن فارسی “در این زمان” ترجمه شده.)
آیا عبارت فوق به معنی این نیست که ایران تا ۱۰ سال آینده ذیل ماده ۴۱ خواهد بود؟

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

سپتامبر 7th, 2015 در 6:38 ب.ظ

طرفداران آزادی حجاب پاسخ دهند

با 4 نظر

در حال گشت زدن در شبکه های اجتماعی بودم که عکسی توجه من را به خود جلب کرد و این همان عکسی است که در زیر میبینید. این عکس را یکی از دوستان متدین و انقلابی به اشتراک گذاشته بود و البته مورد استقبال زیادی نیز از طرف دوستانی با همین نگاه قرار گرفته بود. تنها جمله ای این دوست به عنوان توضیح برای این عکس نوشته بود این بود: “انقلاب اسلامی ایران”
به نظر می رسد عکس در روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران و یا در این ایام گرفته شده و در آن خانم بی حجابی که احتمالا از انقلابیون بوده در کنار مردی دیگر به جهت پیروزی انقلاب اسلامی به شادمانی می پردازند.

اما چه نکته ای در این عکس نهفته است که احتمالا مد نظر این دوستان که قرار گرفته است؟ آیا کشف حجاب این زن است که مورد استقبال قرار است؟ با شناختی که از عمده این دوستان دارم بسیار بعید می دانم که چنین باشید. حتی اغلب این دوستان نه تنها به اصل حجاب ایمان دارند، بلکه در راستای ترویج این اصل نیز تلاش می کنند. پس نکته اصلی چیست؟ نکته اصلی ایشان در حمایت از آزادی حجاب در آن روزها و انتقادشان از حجاب اجباری این روزهاست.

اما پیش روی این دوستان سوالات قرار دارد که باید به آن پاسخ دهند (عمدتا مخاطبان متدین و انقلابی مد نظر هستند). این سوالات در پی اثبات اجبار حجاب نیستند، بلکه سوالاتی منطقی است که پس از فرض آزادی حجاب پیش می آید و باید به آنها پاسخ داد:

۱- فرض کنیم که حجاب آزاد شد. سوال این هست که این حد آزادی در حجاب تا کجاست؟
آیا حدی ندارد و این دوستان قائل به آزادی کامل در این حوزه که همان برهنگی است، هستند؟ یا اینکه حدی قائلند؟ اگر حدی قائلند و علاقه دارند که حدود حجاب به محدوده مورد نظر اونها تقلیل پیدا کند، آیا این حد جدید اجباری است یا خیر؟
اگر اجباری باشد که باز حجاب اجباری را حاکم کرده اند و اگر اجباری نباشد که باز به معنای تن دادن به برهنگی است.

۲- سوال دوم اینکه هدف از انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی چه بود؟
به طور خلاصه می توان گفت مردم ایران خواستند که احکام اسلام در کشور آنها اجرا بشود. تجلی این خواست آنها در اصل چهارم قانون اساسی است که به رای مردم گذاشته شده و اکثریت مردم هم آن را در یک انتخابات کاملا دموکراتیک پذیرفته و خواهان آن هستند که می گوید: “کلیه‏ قوانین‏ و مقررات‏ مدنی‏، جزایی‏، مالی‏، اقتصادی‏، اداری‏، فرهنگی‏، نظامی‏، سیاسی‏ و غیر اینها باید بر اساس‏ موازین‏ اسلامی‏ باشد. این‏ اصل‏ بر اطلاق‏ یا عموم‏ همه‏ اصول‏ قانون‏ اساسی‏ و قوانین‏ و مقررات‏ دیگر حاکم‏ است‏ و تشخیص‏ این‏ امر بر عهده‏ فقهای شورای‏ نگهبان‏ است‏.” (به مکانیزم اجرایی اون هم که در این اصل شورای نگهبان بیان شده کاری نداریم. به اصل بحث توجه کنید)
حال آیا حجاب از احکام اسلام هست یا خیر؟

خواندن ادامه‌ی این نوشته »

نوشته شده توسط محمدحسین

فوریه 22nd, 2015 در 11:02 ق.ظ

بسم الله…

بدون نظر

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با من راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

نوشته شده توسط محمدحسین

جولای 2nd, 2014 در 2:01 ب.ظ

نوشته شده در دسته‌بندی نشده