قرعه کار به نام من دیوانه زدند…

Archive for the ‘خوک’ tag

ویروس

without comments

من و تني چند از دوستانم به اتهام شليک به سوي فرزندانمان دستگير شده ايم . اين واقعيت است ولي همه واقعيت اين نيست . ما نگران فرزندانمان بوديم ، از ابتلايشان به بيماري وحشت داشتيم ، از حال و روز وخيمشان غصه مي خورديم ولي هرگز قصد کشتنشان را نداشتيم . چه کسي مي تواند به سوي فرزند خود شليک کند ؟!

از همان ابتدا هيچ کس حضور خوکها را در شهر جدي نگرفت . ولي ما اعلام خطر کرديم . وقتي سر و کله اولين خوک در شهر پيدا شد ، عده اي هورا کشيدند ، عده اي فقط تعجب کردند و عده اي هم از سر تأسف ، سر تکان دادند . اولين خوک ، ابتدا با ترس و لرز ، از ميان خيابانها و کوچه ها گذشت . به بعضي از خانه ها سرک کشيد و عده اي از بچه ها را دور خود جمع کرد . آنها از اينکه حيواني را اينقدر در دسترس مي ديدند خوشحال بودند . عده اي از بچه ها به خانه هايشان گريختند و عده اي ديگر از دور به تماشا ايستادند .

ما اما اعلام خطر کرديم ما که خوکها را ذاتاً نجس مي دانستيم و تبغات مخرب حضورشان را در شهر هاي ديگر ديده بوديم ، اعلام خطر کرديم ولي صدايمان در ميان هياهوي کساني که با تمام قوا براي خوکها هورا مي کشيدند ، گم شد .

Read the rest of this entry »

Written by محمدحسین

اکتبر 10th, 2015 at 2:50 ب.ظ